محمد باقر النجفي

15

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

تا نفرات پشت سر آنان از قصد خود مبنى بر كشتار مسلمانان و ابطال كلمهء حق منصرف شوند ؛ نه اين‌كه اگر به جنگ آنان رفتى . و نفرموده است كه با داشتن عهد صلح ، به عهدشان بىاحترامى كنيد و به ستيز با آنان برخيزيد ! بلكه بايد بدانيد كه خداوند شما را به رعايت عقود موظّف مىداند ؛ أَوْفُوا بِالْعُقُودِ . « 1 » در آيهء 4 سورهء محمّد كه مسلمانان را دعوت كرده در برابر تلاش‌هاى جنگ‌جويان متعصب قريش ، مقاومت و كارى كنند تا اساساًافزار جنگ از ميان برخيزد : حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها ذلِكَ . « 2 » در تمام اين آيه‌ها ، نشانى از قصد پيامبر صلى الله عليه و آله به حرب يا حرب مسلمانان با كفّار نيست و تنها عكس‌العمل در برابر حرب قريشىها عليه پيامبر صلى الله عليه و آله و مردم مدينه است . بنابر اين هر دو واژهء حرب يا غزا ، چون معرّف تلاش‌هاى پيامبر صلى الله عليه و آله و اصحابش براى دفاع - به عنوان امرى اجتناب‌ناپذير - نيست ، مورد تصريح قرآن قرار نگرفته است . شايد علّت مهم آن اين بوده كه هر دو واژه ، دو سوى غيرقابل تمييز دارند ؛ يكى جنبهء دفاعى و ديگرى جنبهء تهاجمى . به تأمّل نشستم تا ببينم قرآن در شرح وقايع ، تلاش‌هاى دفاعى پيامبر صلى الله عليه و آله را با چه واژه‌اى بيان كرده است ؟ در مسير اين جستجو به واژگان جِهاد رسيدم : جهاد جهاد در لغت بر خلاف غزا ، صرفاً جنگ و شمشير و قتل را تداعى نمىكند . راغب مفهوم قرآنى آن را در سه بعد نهفته يافته است : - « مُجاهدة الشَّيطان » مانند وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ . « 3 » - « مجاهدةالنّفس ومجاهدةالعدوّ الظّاهر » مانند : وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ . « 4 »

--> ( 1 ) . مائده : 1 ( 2 ) . محمد : 4 ( 3 ) . توبه : 40 ( 4 ) . حج : 78